ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1578

سفرنامه شاردن ( فارسى )

اولياى مسلمانان است كه در مقبرهء بزرگى كه داراى دو منار همانند برج ناقوس مىباشد به خاك خفته است . ايرانيان بر اين باورند كه اين برگزيدگان با دو امتياز غير قابل انتقال به ديگران ، يكى علم رياست در اين دنيا ، و ديگرى شفاعت در آخرت بدين مقام متعالى راه مىيابند . در اين مقبره كتيبه‌هايى است حاوى سخنان حكيمانه و ره‌آموز كه يكى از آنها گفتار همين مرد مقدس است : « در جوار مردمان پاك طينت و وارسته سكونت اختيار كنيد ، و اگر توانيد چنان كنيد ، كه منزلگاه آخرتتان نيز كنار آنان باشد ؛ زيرا آنان كه با پاكان نشينند و صحبت بدارند از همهء پليديها و آلودگيها در امان مىمانند . » « خدايا ، روز شمار بر من رحمت آور ، و اگر خواهى به مكافات گناهانى كه كرده‌ام عذابم كنى ، كور به صحراى محشرم آور ، تا ميان نيكوكاران و صالحان شرمسار و سرافگنده نباشم . » در همان نزديكى قبرى ديگر ميان باغ بزرگى است كه ديوارهاى بلند دارد . در سه طرفش حجره‌هاى كوچكى است ، و شبستانى زير زمين دارد كه زنان مسلمان متشخص آسوده از اين‌كه نامحرم آنان را ببيند و صداشان را بشنود بدان جا مىروند و مىگريند و مىخروشند . نزديك آن‌جا در جايگاهى محصور كه ديوارهاى جداگانه دارد مقبرهء ديگرى برآمده از سنگ مرمر است كه مقبرهء حافظ مىنامند . وى از جمله مصنّفان و شاعران بزرگ بوده است . در همين حومهء در دشت خانهء كل عنايت دلقك شاه عباس كبير شهرت خاص دارد . دربارهء كارهاى خنده‌آور و مسخرگيها و لودگيهاى وى كه مىتوانسته با حاضر - جوابيها و حركات و اطوارش در هر حال شاه را به خنده درآورد داستانهايى نقل كرده‌اند ، و اينست بعض آنها : شاه عباس كه از عواقب شوم آشاميدن مطبوخ كوكنار به خوبى آگاه بود در كوكنار خانه‌ها را بست و گفت هر كس از آن پس جوشاندهء كوكنار بياشامد به سختى مجازات مىشود . « 1 » جوشاندهء كوكنار را هركس بخورد در آغاز حالى خوش و نشاطى مطبوع به وى دست مىدهد ، اما پس از مدتى به سستى و افسردگى مىگرايد ، و اعتياد

--> ( 1 ) شاه عباس در سال 1030 قمرى نوشيدن جوشاندهء كوكنار را منع كرد .